السيد موسى الشبيري الزنجاني
7301
كتاب النكاح ( فارسى )
9 / 2 / 1385 شنبه درس شمارهء ( 889 - 885 ) كتاب النكاح / سال هشتم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ شرط عدم تزوج المسألة الرابعة : اذا شرط فى العقد ما يخالف الشروط مثل ان لا يتزوج عليها او لا يتسرى بطل الشرط و صح العقد و المهر و كذا لو شرط تسليم المهر فى اجل فان لم يسلمه كان العقد باطلا ، لزم العقد و المهر و بطل الشرط . اين مسأله مهمى است و مناسب است كه به بحث شروط مكاسب كه بحث مشكلى هم هست مراجعه شود . در اينجا يك بحث كبروى و يك بحث صغروى است . يك بحث اين است كه اگر شرط غير مشروعى قرار داده شود ، شرط باطل و عقد اتفاقاً صحيح است و بلكه مهر هم على المشهور صحيح است و يك بحث هم اين است كه صغروياً مثالهايى ذكر شده است . يك مثال اين است كه زوجه شرط مىكند كه زن ديگرى يا كنيز نگيرد ، مثال ديگر اين است كه زوجه مىگويد : اگر تا فلان تاريخ مهر را نپردازى عقد باطل باشد . در كبراى مسأله هيچ حرفى نيست كه شرط باطل است و از روايات مسأله و روايات ديگر استفاده مىشود كه بطلان شرط معمولًا به مشروط سرايت نمىكند . اما از نظر صغروى ، مسأله دوم كه مىگويد اگر مهر را تا فلان تاريخ نپردازى ، عقد باطل است ؛ روشن است ، چون چه صحت عقد به نحو شرط متأخر يا مقارن اخذ شود ، شرط مخالف شرع است و صحت و بطلان عقد تحت اختيار شخص نيست . اگر عقد را بدون تعليق ذكر كند و بعد بخواهد عقد غير معلق را معلق كند ، چنين شرطى باطل است .